X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

فرداشب این موقع تو توی لباس عروسی ای دختر. من پیرهن آبیه مو پوشیدم و احتمالا با بقیه ی بروبچ دوروبرت می پلکیم. اووووووففففف. چقدر آخه من دوست دارم الاغ من؟ می دونی امروز از صب یاد چیا که نیفتادم؟ اون نیمکت آخر کلاس کوچیکه رو یادته خنگول من؟ جای منو تو بود.. همون کلاسی که خانم میرعشقی می گفت 4 نفرو نصفی آدمین!!! نیمکت آخر کلاس طبقه ی دوم سمت راست رو هم یادت میاد؟ همونی که روش سر امتحان جغرافی هی میپرسیدم چی؟؟؟؟ چیییییییی؟؟؟؟ و معلممون اومد سراغت و گفت اگر اینقدر بهش نرسونی اونم هی نمی گه چی؟ چی؟ :))))) اگه تو نبودی چه اتفاقا که نیفتاده بود... با کی برای اولین بار در عمرم بعد از مدرسه ناهار می رفتم آپاچی؟ با کی همیشه می شستم ته کلاس و راجع به دیبا و نیما و علیرضا دبیر و شادمهر عقیلی حرف می زدم!!!!!! یا وسط بازی بسکتبال بچه ها می پریدیم وسط زمین و همدیگه رو بغل می کردیم که بازیشون خراب شه؟ با کی از دست بچه خرخونا حرص می خوردیم؟ اگه تو نبودی معلم جبرمون به کی می گفت بلا بگیری که ما یه عمر یادش کنیم و بخندیم؟ اگه تو نبودی بعد از اون سال شوم پیش دانشگاهی کی یک سال بعد بهم زنگ می زد و دعوتم می کرد خونه شون و دوباره با هم می شدیم دوستای قبل؟؟؟ اگه تو نبودی من دردودلامو به کی گفته بودم وقت و بی وقت؟ اگه تو نبودی کی باهام 5 صب از توی قطار اس ام اس کاری میکرد؟ اگه تو نبودی من از کی واسه ی مهم ترین تصمیمای زندگیم تیپ می گرفتم؟ اگه توی الاغ نبودی آخه اصلا من به تیپ دادنای کی اعتماد داشتم؟ اگه تو نبودی من به کی آدرس اینجا رو می دادم؟ اگه تو نبودی کی منو می برد لوت و پوت براش جلسه ی توجیهی اینجا رو بذارم؟ اگه تو نبودی توی مزخرف ترین شرایط زندگیم کی اونایی که باید بهشون آویزون باشمو یادم میاورد؟ کی یه کاری میکرد فرشته هه بال دربیاره؟ کی باهام میومد تابلو اعلاناتو بخونیم؟ کیو خفت می کردم وسط راه بیاد عکس جواد بگیره باهام؟ کی پایه می شد بی ماشین از سعادت آباد بیاد جمشیدیه فقط و فقط به خاطر من؟؟؟؟؟؟ کی برام حرف می زد که حس نکنم بی مصرفم و به درد دردودل گوش دادن هم نمی خورم؟ اگه تو نبودی کی بهم می گفت هفته ای دو روز باید بیای خونمو تمیز کنی؟ کی برام می مونه آخه جز تو دختره ی الاغ؟ کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

خری دیگه! خر! هیچ کاریتم نمی شه کرد. من چقدر حرف دارم! 

تو باید خوشبخت شی. با علیرضا. که می دونم خوشبختت می کنه. اصلا جرات داری خوشبخت نشی؟؟ می دم مجسمه تو بسازن بذارن وسط میدون شهر :))))) مثل معلم جغرافیمون که قرار بود مجسمه ی ما بچه های تنبل رو بسازه بذاره وسط میدون شهر!!! یادته؟؟؟ عاشقتم خره. فرداشبو بگووو. اولین حرفی که بهت خواهم زد اینه: نیش بسته :))))))))))))))

نوشته شده در سه‌شنبه 16 فروردین 1390ساعت 10:32 ب.ظ توسط مهم نیست! نظرات (3)|

سال ۹۰ آمد. امیدوارم سال خوبی برای همه باشه. هنوز خونه تکونی درست و حسابی نکردم (اتاق تکونی). حالم خوبه ولی کمی مضطربم یا شایدم بیشتر منتظر. پرانتز بهم گفت پشتت به کوه بنده و فقط وقتی به این حرف فک می کنم آرامش می گیرم. در کل همه چیز خوبه و همه چیز آرومه... رفتم با بابا شمعدونی و اطلسی خریدم و چیدم لب پنجره ها. سنبل و لاله هم که واسه هفت سین. البته هفت سین رو فردای عید چیدم! و سر سال تحویل هم هفت تا پادشاه رو خواب می دیدم. دلم برای مرجی و دادشم تنگه. سیسترم بهم مقدار متنابهی عیدی داد!!!! کلی کار دارم برای دانشگاه یک عالمه درس دارم و باید اسلایدهای زیادی درست کنم و بعد از عید 3 تا کنفرانس باید بدم که باید برای همه شون آماده بشم.... 

قلبم تاپ تاپ می زنه اما خودمو آروم می کنم و به حرف پرانتز فک می کنم....

نوشته شده در سه‌شنبه 2 فروردین 1390ساعت 11:47 ق.ظ توسط مهم نیست! نظرات (2)|