X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

خنک آن دم که نشینیم به ایوان من و تو 

به دو چشم و به دو صورت به یکی جان من و تو . . .  

به خودم که اومدم داشتم اصرار می کردم این آهنگ آروم حتما روی فیلممون باشه و فیلمبردار هم قبول کرد. بعد تازه یادم افتاد که چقدر دلم تنگ اینجاس.... هنوز که هنوزه ایتس لایک اِ دریم. با اینکه صبحا از خواب بیدار می شم و عکس 100 در 70 رو به روم همه چیزو یادم میاره، اما بازم باورم نمی شه. خوب تر از اونه که تو باور من بگنجه. الان سیزده روزه که من، ما شدم. 5 روزه که تنهام و وقت داشتم باورم بشه همه ی اتفاقا اما هنوز که هنوزه عین یه خواب خوشه.. دلم می خواست این مدت زیادتر بنویسم و کلی لحظات رو ثبت کنم اما وقت نمی کردم. از همون روز توچال بنویسم که جلوی چشم خدا و کوه ها و آسمون و ابرا، انگشترمو گرفتم و گفتم قبول می کنم. از روزایی که رفتیم دنبال کارا، بدو بدو، با لذت و خوشحالی محض دونه دونه کارا رو کردیم، یا از اون روزی که من تو لباس سفید دنباله دارم بودم و ... عاشق. 

می دونستم این اتفاق برای اکثر آدما بالاخره می افته. اما نمی دونستم اینقدر شیرینه. نمی دونستم کسی که باهاش پیمان می بندم اینقدر همونیه که من می خوام. که هی تعجب کنم که انگار من تو رو اوردر دادم به خدا.. همه چیز همون جوری شد که توی رویا می دیدم. با وجود کسی که کنارم بود و هست، زندگی همه جوره باهامون راه اومد... 

اون خانومه بهمون گفت که خوشبختیتونو برای کسی تعریف نکنید. اما وبلاگ عزیزم برای تو که نمی تونم نگم. اعتراف می کنم که احساس خوشبختی عمیقی می کنم. خوشحالترین روزای عمرم رو گذروندم و آبان ماه 90 شد بهترین ماه عمر من..  

یک ماه دیگه بیشتر مهمون این شهر نیستم. نمی دونم می خوام دلتنگی های پیش روم رو چه کار کنم. مامان و بابام، خواهر و برادرم، دوستای خوبم... زندگی از صفر ساختن رو نمی دونم چه شکلیه و منو چه شکلی می کنه.  چیزی که می دونم اینه که دلم قرصه به کسی که عاشقشم. 

نوشته شده در چهارشنبه 2 آذر 1390ساعت 04:10 ب.ظ توسط مهم نیست! نظرات (5)|