X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

من: آرزو من نمی خوام با این محمدرضائه دوست بشم. باشه؟ قضیه رو تموم شده فرض کن!

آرزو: حدس می زدم! من که بهت گفته بودم از نظر مادی، مالی نیست!

من: نه آرزو اوناش می شد مهم نباشه! ... مگه همین خودِ فربد چیه؟

آرزو:

....عجب حرفی زدما ... نینا یک ساعت داشت بهم می خندید. خیلی حرف بدی زدم! مگه خود فربد چی چیه! یعنی همین فربد هم به همون میزان ضایع س! اما به جان خودم منظورم این نبود که! اومدم بگم مادیات مهم نیست و بدون فکر کردن به مادیات هم می شه گاهی روابط قشنگی داشت! اصلا منظورم این بود که با اینکه آرزو از نظر مادی از فربد بالاتره ولی خیلی هم به هم میان و دوستای خوبین! اما به قول نینا، هر جوری، با هر دیدی، اون جمله رو بنگری این حرفا از توش در نمیاد! مدل این خاله زنکهاییه که می خوان طرف رو بکوبونن!

بعدش هی مجبور شدم از این حرفا بزنم که آروز فربد خیلی پسر خوبیه! ببین با حاصل دسترنج خودش ماشین هم خرید! ببین پایان نامه شو بیست گرفت! ببین...ببین.....! ای خداااااااا بعضی وقتا آدم باید لال بشه!

 

پ.ن۱: آلیر کامو: ترجیح می دهم طوری زندگی کنم که گویی خدا هست و وقتی مردم بفهمم که نیست ، تا اینکه طوری زندگی کنم که انگار خدا نیست و وقتی مردم بفهمم که هست ....

پ.ن۲: «بچه که بودیم، توی تیم فوتبال ما یک دختر بازی می‌کرد.» 

 

نوشته شده در سه‌شنبه 25 بهمن 1384ساعت 01:34 ب.ظ توسط مهم نیست! نظرات (4)|