X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

این روزا معلقم. بین موندن و رفتن. خانواده کمک چندانی نمی کنه. شایدم استراتژیشونه واسه اینکه من خودم تصمیم بگیرم. بابا بار اول گفت همه جوره پایه تم. و من گرخیدم به تمام معنا. بار دوم گفت نظرت راجع به اینکه هنر آدم اینه که با شرایط اینجا بتونه ادامه بده چیه؟ بار سوم از تنهایی و بدبختی هاش گفت. بار چهارم .... بار چهارمی در کار نبود. از هم فرار می کنیم فعلا. کسی راجع بهش حرف نمی زنه. نمی دونم چی کار کنم!!! دلیل محکم برای رفتن دارم. اما برای موندن هم دارم.  

رفقایی که رفتین! می دونین حرفاتون خیلی می تونه کمکم کنه؟ دلیلاتون چی بود واسه رفتن. مطمئنم این روزای منو داشتین به وقتی... کمک!!!

نوشته شده در سه‌شنبه 6 مهر 1389ساعت 10:12 ب.ظ توسط مهم نیست! نظرات (6)|