X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

امروز سان حسابی از دستم ابراز ناراحتی کرد. من بهش حق می دم. بد جوری آدم فراموشکاری شدم. اوایل یه شوخی و خنده حرف می شد که آلزایمر گرفتی و اینا. اما الان دیگه حسابی شاکیه... نمی دونم چمه. هیچ کس تغییر خاصی در رفتارم مشاهده نکرده. فقط سان که خیلی بهم نزدیکه این جور گله داره. خودم اما دیگه با خودم رو درواسی که ندارم! می دونم یه مرگیم هست. اما طفره رفتن هام باعث شده خودمم فکر کنم همه چیز آرومه. چقدر عید بده.... استرس عید دارم!... 

من خیلی غر می زنم؟ نه جدی این برام سواله...

نوشته شده در شنبه 15 اسفند 1388ساعت 10:22 ب.ظ توسط مهم نیست! نظرات (0)|