X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

 امروز اگه خدا بخواد عازم خیابوناییم تا تشکر ویژه کنیم از ا.ن بابت زندگی ردیفی که داریم. و بابت اعصابای سالمی که داریم و آینده ی روشنی که در انتظارمونه و هزار و یک دلیل دیگه. 

... 

عروس صورتی چرک دیشب اصلا به اندازه ی عروس بنفش پارسال باحال نبود. یعنی شایدم من رو مود باحال برداشت کردن نبودم. به هر جال از گرما مردیم و شرشر عرق ریختیم و حرص خوردیم و موهامون چسبید به کف سرمون و ... ایشالا که خوش بخت شن!!!! احساس می کنم آدمی که بودم با آدمی که هستم هزار ها سال نوری فاصله دارن. یه بار به سانی گفتم جز امیر هیچکسه دیگه ای رو در کنارت نمی تونم تصور کنم. حالا دیشبم همین حسو داشتم که جز فربد........ بگذریم. به هر حال داماد دیشب روحشم از سال دوم دبیرستان ما تا سال سوم دانشگاه خبر نخواهد داشت و بهتره که منم کم کم اون روزا رو فراموش کنم. همیشه اتفاق غیر قابل پیش بینی دیگه ای در راهه و جز کنار اومدن با واقعیتی که رخ داده کار دیگه ای نباید کرد. به قول مهد شاید فربد خودش زودتر از این حرفا همچین مراسمی داشته بوده و ما نمی دونستیم.... 

سیاوش قمیشی داره می خونه که طاقت بیار رفیق داریم میرسیم.....

نوشته شده در دوشنبه 12 مرداد 1388ساعت 11:21 ق.ظ توسط مهم نیست! نظرات (5)|