X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

و باز این منم تنهای تنهای که چند روزه اینجا نشستم اما نوشتنم نمیاد. آدامس سیب ترش می خورم و طعمش رو با یه دنیا عوض نمی کنم. (دروغ گفتم، می کنم). دله هی می گیره هی واز می شه، مخه هی می پکه هی آروم می شه، تعادله هی می ره، هی میاد. در کل صفرها یهو یک می شن دوباره صفر می شن. منم گیر دادم به ناخونام هی مدل می دم هی پاک می کنم. رفتم پیش عاطفه یه شب موندم. صبحش قرار بود بریم اردک آبی صبحونه بخوریم اما ترجیح دادیم نفری ۹ تومن بذاریم جیبمونو و من سوسیس تخم مرغ درست کردم مرگگگگگگ و اون پن کیک درست کرد مرگ تررررررر. از صدای آهنگشم ساختمون داشت می ترکید. تازه شبشم کولر روشن نکرده بود چون یادش اومده بود که من هزار سال پیش گفتم از کولر خوشم نمیاد و جفتمون تا صبح تبخیر شده بودیم و من صبح فحشش دادم.

و دیگه اینکه یک شنبه شبو بگووووووو. مرج توی لباس صورتی چرک و برادری که من هنوزم برام هضم نمی شه که ازدواج کرد!!! و برقایی که رفت و مخابرات در جواب اعتراض ما گفت که خونه ی حداد عادل نزدیک شماس، انتظار ندارین که اونجا رو خاموشی بدیم شما روشن شین؟! و مایی که اونقدر شمع روشن کردیم که دیگه نور کافی بود و فضا کاملا رومانتیک بود و من از نگاه های یکی در امان نبودم و کلی از دپ های روزای بعدم مال همون نگاها بود. و عکاسه در مواقعی که باید حتما ثبت می شد گم و گور می شد و آب هندونه ای که آخرشم نخوردم و الان میییییی خوام. و فردا شبش که بازم هی گریه می کردم و خوابم نمی برد و روی زمین خوابیدم و صبح کمر خشک خشک بود. می دونی؟ بد مواقعی همه جا ساکت می شه و تنهایی می خوره تو سر آدم. باز من تو خونه تنهام و چیییییییییییییی؟ دله هی می گیره هی واز می شه.

من موندم و یه عالمه درس نخونده و رگرسیونی که یه بارم سر کلاسش نرفتم و پروژه ی گسسته و پروژه ی کارشناسی و خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.

بی خیال من با‌ آهنگای جدیدم حال می کنم:

نگاتو ندزد ازم چون من رو توئه چشام می تونم بگم دوسِت دارم ولی اگه بخوام!

شاید زیادی مغرورم ولی همینه که هست، توام کوتا بیا اگه می خوای ندیم از دست!

این آهنگ با شل ترین حالتی که می شه خوند خونده شده!

نوشته شده در جمعه 17 خرداد 1387ساعت 12:58 ب.ظ توسط مهم نیست! نظرات (28)|