X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

چقدر بی حوصله م خداااااااااااااااااااا. دلم برا نقاشی تنگ شده. سه هفته س به خاطر امتحانا نرفته م. کاش زودتر دو شنبه شه. من یه منظره از ونیز کشیدم. البته واضح و مبرهن است که در سطح مبتدی!!!!!! وای خدای بزرگ من چرا اینجوری شدم؟ الان دلم برای خانم گوهریان یه ذره س!!!!!

من هیچ وقت ازدواج نمی کنم. زندگی از این وحشتناک تر نمی شه. فکر کن بعد از ۲۰ سال زندگی، خیلی راحت می تونید سر هم فریاااااااااااااد بکشید و گاهی یادتون بره که اولاش چه قد همدیگه رو دوست داشتید. و این از نظر من فاجعه س. کلی با پر و هد حرف زدم. اونا از طریق خواستگاری ازدواج کرده بودن و کلی هم از این کارشون راضی بودن. می گفتن که توی دوستی آدم برای خودش ذهنیاتی می سازه که بعدا نظرش بر می گرده و خل می شه. منم راستش دارم خل می شم. هر کس یه چیزی میگه در این باره. نمی دونم کی درست می گه و چرا. خدایا می بینی کارمون به کجا رسیده؟؟؟؟؟؟

یاد فیلم د ِ سوئیتست افتادم. چقدر یه زمانی هزار بار می دیدمش و بهم انرژی میداد. یه جایی اون پسره که آخر سر با کامرون دیاز عروسی کرد با داداشش داشت حرف می زد. قرار بود عروسی کنه آخر هفته ش! بعد اومدن مشروب بخورن، پسره گفت To the marriage داداشش تایید کرد، گفت To the Bride داداشه تایید کرد، گفت to fifty year with same woman!!! داداشه شیشه ی مشروبشو پرت کرد اونور گفت It is really depressing!!! حالا حکایت منه!!! واقعا نمی تونم این همه سال با یکی زندگی کنم و باهاش خوب هم باشم. مطمئنم که طرف مقابل احتمالیم هم همچین توانایی ای رو نداره!

والسلام!

نوشته شده در شنبه 4 خرداد 1387ساعت 10:00 ق.ظ توسط مهم نیست! نظرات (8)|