X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

دیروز هم کلی ورزش نمودم از نوع والیبال (یا به قول اون دختره والی وال!!!!!) و اسپک و سرویس می زدم خداااااا!!! بعدشم نیکو خوردم و بعدشم رفتم موزه ی هنرهای معاصر و همش با خودم یاد دو دوست مربوطه (محض اطلاع دیگران سارا و نرگس) بودم.

-------

این سه خط بالا رو ۵ شنبه نوشته بودم.

.

خدای بزرگ این چه وضعشه؟ من سه شنبه سخت ترین امتحان این ترمم رو دارم اما هیچی نمی خونم. دلیلشم اینه که نمی فهمم. اونقدر سخت و گنگه که خوندن نخوندن آدم فرقی نمی کنه. الانم دارم من اگه نباشم گوش می دم و حس خوبی ندارم چشام همه ش به ساعته!

تصمیم گرفتم راجع به ازدواج تحقیق کنم. بالاخره شاید یه روزی لازم شد دیگه! تحقیقاتمم شروع شده البته. البته این قسمت کپی رایتش مال لاهه س. این حرفا مال یه آدمیه که یک ساله ازدواج کرده و سه سال هم قبلش دوست بودن. طرف می گفت که بعد از ازدواج اصلا فاز رابطه تغییر می کنه. فاز لاو از بین می ره. دوست داشتن رو بیشتر باید با کمتر غر زدن نشون هم بدین. زندگی فقط یک ماه اولش عجیبه. بعدش عادیه. آدم باید هدف زندگیشو مشخص کنه بعد ازدواج کنه. اگر هدف زندگی رو بذاریم ازدواج و در کنار دیگری بودن، بعد از مدتی، همه چیز ِ زندگی رو نقش بر آب می بینیم. در نتیجه هدف آدم باید توی زندگی چیز دیگه ای باشه و ازدواج هم در کنارش و به صورت یک موضوع حاشیه ای باشه.

.

نتایج بعدی متعاقبا اعلام می شود. ازدواج نکنین تا من همه ی نتایجمو نگفتما!!!!!

نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت 1387ساعت 09:37 ب.ظ توسط مهم نیست! نظرات (3)|