X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

خداوندگار را هزاران بار شکر می کنیم که عید باستانی دست از سرمان برداشت. حالا با اینکه سخته صبحای زود بیدار شدن و تو این ترافیک رسیدن به کلاس. اما در حال حاضر هر چیزی در نظر من از عید می تونه بهتر باشه!

امروز سینما آزادی! تصور کن اگر زحمت بکشیم ۲ دقیقه از دانشگاهمون بیایم اونور تر، می رسیم به یه سینما آزادی نو و سه تا سالن فیلم! به هر حال هی واسه اینکه ما درسمون دیرتر تموم شه دلیل ایجاد می کنن!

امروز بعد از خیلییییییی وقت دوباره با نین و نیل، همون سه تا موجود سرخوش دو سال پیش شدیم. دوباره تمام بخارست رو پیاده اومدیم بالا تا بستنی فروشی میدون آرژانتین به نام گل آقا!! دوباره هی خندیدیم و هی حرف زدیم و هی کیف نیلو رو حمل کردیم. دوباره توی ترافیک کلی رقصیدیم و آهنگای مخصوص خودمونو گوش دادیم. دوباره خوشحال بودیم. از ته دل از با هم بودنمون خوشحال بودیم.

امروز چشمای سان خیلی غمگین بود. خیلی بزرگه. به جوووووووون خودم بزرگه این بشر. بعد از عمری زد و عاشق شد. طرف با پدرشم وارد مذاکره شد. همه چیز حل بود. اما یهو زد و از کارخانه ی محل کار طرف دزدی شد و اون هم که مسئول اون بخش بود مظنون واقع شد و حالا باید ۴۵۰ میلیون تومن خسارت بده. دادگاه و دادگاه کشی. ماهی ۱۰ میلیون قسط بندی کردن براش. اون وقت این وسط دیگه چه جایی برای فکر به ازدواج می مونه؟ زندگی سان از این رو به اون رو شد. زندگی شد تراژدی. اما بگو یک بار، فقط یک بار ساناز غر بزنه به جون ما و گریه زاری کنه و اصلااااااااااااا. یعنی داره می ترکه اما لبخند می زنه. خدایا کمکش کن من جاش دارم می میرم.

امروز یهویی لاهه زنگ زد تا اومدیم بگیم سلام، گفت گوشی گوشی به چند روحیه بده! بعد منم که وارد!  دااااااد می زدم که چندددد تو می تونی و اینا که بعدا فهمیدم چند می خواسته بره با یه دختره صنم باز کنه! و من متاسفم برای خودم! از این به بعد اول می پرسم برای چی باید روحیه بدم بعد شروع می کنم!

 چرا همیشه اینجوریه؟ تا میای یه کمی خوشی کنی و خوش باشی و به فکر خودت باشی، یهو یکی پیدا می شه که ادعا کنه به فکرش نبودی، یکی پیدا می شه که بهت بگه دلش رو بدجوری شکوندی، یکی میاد می زنه تو سرت که خودخواهی .... چرا همیشه اینجوریه؟

من چقدر امروز امروز کردم!

 

نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین 1387ساعت 10:20 ب.ظ توسط مهم نیست! نظرات (2)|