X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

 مرد. این اس ام اسی بود که ساعت ۱۰ برای لاهه اومد. و لاهه ای که تا ۱۱ تو شک بود و ۱۱ که به من زنگ زد ؛ از مِن مِن کردنش فهمیدم .... تا ساعت ۸ شب با خودم کلنجار رفتم تا آخر سر به چند زنگ زدم تسلیت بگم. تقریبا داشت گریه می کرد. گفت دیدی مرد؟ .... ما که این همه دعا کردیم. این همه .... فکر کن 23 سالت باشه. فکر کن چند نفر سر کرایه تاکسی دعواشون شه. فکر کن از انتخاب واحد اومده باشی. خسته و کوفته. فکر کن بری جلو بگی راننده بیاد برین. فک کن یهو یه چوب بخوره تو سرت. فکر کن سه روز تو کما باشی. فکر کن بمیری ... فکر کن یکی بره عکس پروفایل سی صد و شصتت رو پاک کنه ... فکر کن پارسال پدرت مرده باشه. فکر کن یه خواهر کوچیکتر داشته باشی .... فکر کن خدا کجاست؟ فکر کن تا مخت مثل من سوت بکشه.
نوشته شده در یکشنبه 31 تیر 1386ساعت 09:29 ب.ظ توسط مهم نیست! نظرات (4)|