X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

 

 

بابا دست خود آدم نیست که. دپ می زنه از بس که چرت و پرت می بینه و می شنوه. انگاری وقتی می خوام دهنمو باز کنم و حرف بزنم یکی محکم جلوشو می گیره. دقیقا همینه که گفتم. همین طوری غیر عادی و عجیب اما واقعی ِ واقعی ِ واقعی. دوست ندارم با هیچ کس حرف بزنم. حتی دوست ندارم همین الان اینجا بنویسم. اصلا دوست ندارم صدایی هم بشنوم. کاشکی آدما صدا نداشتن. اصلا بلد نبودن حرف بزنن. چی می شد تو سکوت محض زندگی می کردیم؟ Absolute Silence .... فقط همینو می خوام. سکوت محض. هیچ صدایی نیاد. هیچ کس نباشه که وقتی یه روز حس و حال نداری و از قیافه ت برداشت می شه که ناراحتی خودشو ننر کنه و عصرشم یه دلیل قانع کننده برای ناراحتیت بخواد و بعدشم بگه که امروز خیلی رو اعصاب بودی و تو دهنت باز بمونه که آخه آشغال مثلا دوست منی تو اگه دشمنم بودی چه غلطی می کردی دیگه ؟ بعدم که سکوتتو ببینه بگه که اه چرا سکوت می کنی؟ خب بگو تو هم رو اعصاب بودی .... هه هه ... مردم از خنده. صمیمیت منو کشته این وسط. برنامه ی زندگی همه همین شده. کسی نمی خواد یه آن فکر کنه که بابا بذار یه لحظه هم ما با اینی که لالمونی گرفته سکوت کنیم. نمی میریم که. نباید همه ش نگران لحظه های گذرنده ی خودمون باشیم که. نباید برای هر حس و حالی یه دلیل قانع کننده و منطقی و محکمه پسند داشته باشیم. مگه داریم می ریم دادگاه لاهه محاکمه کنیم خودمونو؟ بابا بیا پایین! ما آدمیم این پایینیم. خبری هم نیست. هیچی هم نیستیم. آخرشم معلوم نیست چی به سرمون میاد. اینا رو من نمی دونم. فقط می دونم که نباید اینقدر آشغال بود. کسی اینجا نمی دونه یه ذره سکوت رو از کجا می شه خرید؟

در ضمن ... من بدم میاد کسی فکر کنه که من کوچولوئم و احتیاج به مراقبت دارم. وای چقدر چیز هست که باید توضیح بدم ...

آخه تا کی می خوایم برا همدیگه مادر پدر و خواهر و برادر و دوست دلسوز باشیم؟ ... به چند تا دوست معمولی بی خیال نیازمندیم ...

 

نوشته شده در شنبه 28 مرداد 1385ساعت 07:08 ب.ظ توسط مهم نیست! نظرات (4)|