X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

می نویسم که ثبت شه.

می نویسم چون الان لازم دارم که بنویسم.

شماها که مَردین بگین، خیلی باید عمق فاجعه زیاد باشه که یه مرد گریه کنه؟ نه؟ ... یا اینا مال قصه هاس؟ ... نمی دونم.

شماها که عاشقین بگین، دور شدن و فرار کردن تا کجا؟ تا کی؟

شماها که بلدین چه جوری می شه سنگ صبور بود بگین بهم سکوت و تحمل حجم بغض چه جوری ............ ؟

 

Inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile still stays on

 

این درسته ... این درسته ... این درسته.

 

...

 

نمی خواستم بنویسم ... نمی خواستم. طبق اون قرار نفس عمیق ( که اصلا هم نشد بهش عمل کنم) . اما باور کن اگه نمی نوشتم دیگه وبلاگم برام زیادی غریب می شد. غریب و نا آشنا. اما الان حس خوبی دارم حس رفاقت باهاش. شاید بشه به وبلاگ به چشم یه دوست نگاه کرد.

 

 

اینا رو بی خیال. بذار تکلیف جک ها رو معلوم کنیم. تقدیر و تشکر مخصوص از نرگس و یاشار! از سارا هم بابت همراهیش ممنونیم! از سورنا هم مرسی بابت همون یه دونه :)

من یکی یه دونه ماچ به همه تون هدیه می دم! هر کی مَرده بیاد بگیره! دیگه جایزه از این بهتر!؟؟؟

 

 

بعدشم اینکه ... بیاین بیشتر باشیم. باشه باشه خودم اول همه بیشتر می باشم! اما جدا می گم بیاین بیشتر باشیم. نه فقط 5 شنبه ها ... نه فقط وقتی نوشتنمون میاد ... نه فقط وقتی میریم کافی نت ... مگه نه نرگس؟

 

  

 

پ.ن: و خداوند امتحان را آفرید ... تا 30 خرداد! البته اونایی که آدم مفیدی اند برای جامعه تا آخر تابستون امتحان دارن  

نوشته شده در سه‌شنبه 16 خرداد 1385ساعت 10:10 ب.ظ توسط مهم نیست! نظرات (5)|