X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

سارا حرفای خوبی زده بود که خواستم همین یکی دوتا خواننده ی اینجا هم ازش محروم نمونن ...

« تصمیم خودتو بگیر! تو هم خود تحلیلی رو بر خودت حروم می کنی و هم روزانه نوشتن رو... حالت بعدی می شه همین پست اینبارت‌! یعنی هر چند وقت یه بار بگی حس نوشتن نیست !...

ما حس رو نمی ذاریم نفس بکشه... اونوقت می شینیم می گیم حس عزیز! کجایی که یادت به خیر...! (یه نکته دیگه هم هست... حس از آسمون نمی آد!... حس رو باید پر و بال داد!... حس رو باید متولد کرد و گذاشت رشد کنه...)

به قول اون دوست غیبگو، هر چی می خوای بگو که هر چی می گی خوبه :) »

....

با تشکر فراوان از مهندس سارای عزیز! (ترم آخری بذار یه ذره اذیتت کنیم!) ... کاملا موافقم که حس رو نمی ذاریم نفس بکشه بعد می شینیم براش مرثیه سرایی می کنیم (کاری که خوب بلدیم ... ) اما خودت کلاهتو قاضی کن ... این حس هایی که ازش حرف می زنی و می زنیم تا حالا چقدر باهامون یار بودن؟ ... وقتی نباید می بودن، خیلی پر رنگ و پر انرژی، بودن ... و وقتی باید می بودن، ...... دستمون مونده تو حنا ... این می شه عکس اون چیزی که تو گفتی «حس رو باید متولد کرد» ... حالا هی من نوعی زور بزنم که حسم بیاد ... وقتی دست من نیست ... بی فایده س ... اینا همه ش حرفه  ... به قول خودت یه چیزی این وسط مسطا باید جا به جا شه ... نمی گم همه چیز سر جاش باشه ... من خودم به شخصه با نظم و ترتیب میونه ای ندارم ... لازم نیست همه چیز سر جاش باشه ... فقط شاید باید جای بعضی چیزا عوض شه ... بعضی چیزایی که شرایط همه چیز رو این قدر بغرنج جلوه ندن که یکی مثل من تو کشف حس هاش و حالتهاش وا بمونه ...

شاید دارم هذیون می گم ... منظورمو شاید نتونم برسونم ... این خصلت جدیدمه ... گفتم که بدونید.

پ.ن از همین مهندس بی نظیر: هیچ چیز نمی تونه مطمئن تر از سرمایه گذاری روی زمان حال باشه...

 

نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند 1384ساعت 08:33 ب.ظ توسط مهم نیست! نظرات (9)|