X
تبلیغات
رایتل
مهم نیست

من خوبم ها ... فقط اگر کسی پیدا بشه باهام بیاد یه گوشه ای یه ذره گریه کنیم، خیلی بهتر می شم ...

ب ی   خ ی ا ل


امروز تشریف بردیم انتخاب واحد. می دونستید تو دانشکده ی ما نباید روزانه ها کلاسای شبانه ها رو بگیرن؟ من نمی دونستم! دو تا درس صبح نوشتم، سه تا عصر. یعنی سه تاش می شد تو گروه شبانه ها ... دکتر نعمت اللهی هم امضا نمی کرد ... می گفت گروه خودتونو پر کنین ... تو مغزشم نمی رفت که نمی خوام روزای فرد بیام. نمی رفت دیگه ... من قیافه مو داغون کردم و با حال زار ازش خواهش کردم. امضا کرد. اما نینا قاطی کرد، که یعنی چی مگه ما نباید انتخاب کنیم؟ و ، و ، و  .... برای اونو امضا نکرد ... بعدشم رفت گفت بعد از ناهار بیان بقیه ... نینا که اصلا روزای فرد نمی تونه بیاد. سرکاره. (ورزشکار بید بچه م ... مربی ایروبیکه. مربی ژیمناستیک نی نی کوچولوهام هست!( برگه ی نینا رو گرفتم و از ساختمون قدیمی تا دفترش دنبالش راه رفتم و هی گفتم و گفتم و گفتم بلکه امضاش کنه بره ... اما خب! قبول نکرد ... دم دفترش هم که رسیدیم گفت از اینجا جلوتر نیا ! !

یه هو دیدم نینا زنگ می زنه که من جلوی درم. دارم می رم خونه. خودت ببین چی می شه. اگرم نشد بی خیال!!!!!!!! کی بود می گفت دوستاتم مثل خودت قاطی اند؟؟؟!!! اومدم دادوبیداد کنم که نینای دیونه وایسا ببینم حالمو به هم می زنی با این خل بازیات! که یه هو یادم افتاد که اگر به جای نینا این اتفاق برای من رخ داده بود، اون زنگه رو هم نمی زدم! صاف می رفتم بیرون! و خنده م گرفت ! ! رفتم دنبالش و یه ساعت مغزشو خوردم که وایسا بچه ببینم و اگر نشد اینو بگیر و اونو بگیر!

رضا رو می شناسین؟! نه نمی شناسین! استاد حل تمرین روشهای ما بود این ترم ... minitab هم یادمون داد. سر کلاسش همه ی بچه ها رو به اسم صدا می کرد. و گفته بود ما هم بهش بگیم رضا! مغزیه برا خودش! کلاس جالبی داشت! آدم دوست داشت همه ی حل تمرینا رو بره! حالا اون وسط رضا اومده، نینا براش توضیح داد که مشروط شده و از همین ۱۴ واحد هم ۱۰ تاشو می دن و کاش تو بری بگی به دکتر نعمت اللهی که ۴ واحد دیگه رو هم بده! رضای نامرد (!!) هم به جای کمک، برگشته می گه: نینا! تو با این وضع لیسانستو نمی گیریا! ای خدااااااااااااااااااا!

آخرش دکتر امضاش کرد ...


ب ی    خ ی ا ل  ...

پ.ن۱: ببینم! من جز شرح روزانه، حرف دیگه ای ندارم؟ (کپی رایت از سارا!)

پ.ن۲: کپی رایت عنوان هم ...  از دوست شاعرمون ... با اجازه ...

نوشته شده در سه‌شنبه 11 بهمن 1384ساعت 10:42 ب.ظ توسط مهم نیست! نظرات (5)|